سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384
بهار
چه لطيف و شگفت و نكته آموز است دعاي آغازين سال و نخستين خواسته ها يم در آستانه بهار !
يا مقلب القلوب والابصار ، يا مدبر الليل والنهار ، يا محول الحول والاحوال
حول حالنا الي احسن الحال
دست به دامن آسمان می شوم و از او ميخواهم كه مرا به دست محبتي كه بر سر قلب و روحم مي كشد ، بنوازد . ميخواهم شيوه باغباني كشتزار لحظه هايم را از او بياموزم تا امسال را به داس بيهودگي نسپارم ودر هجوم ملخهاي غفلت و گياهان هرز هواپرستي ، باغ وجودم را آفت زده و پژمرده نبينم .
از بهار آفرين و كاروان سالار قافله ليل و نهار ميخواهم ، چنانم كند كه روز و شبهاي سال را به خورشيد ايمان و ستارگان عمل صالح روشن كنم .خداي من ! به من تواني بخش كه آوندهاي وجودم قطره قطره خلوص و جرعه جرعه صداقت باشد و شكفتن و بالندگي را تجربه كند .
ميدانم كه معبود من ، مرا روحي شفاف و زلال عطا خواهد كرد و مرا به سرزندگي و شور عاشقانه رهنمون خواهد شد .

