دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384
اگه شما............
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384
اگر...........
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384
ارسطو
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
<a href="http://top.vahidoffline.com/in.php?id=58">
<img src="http://top.vahidoffline.com/button.php?id=58" border="0">
</a>
شنبه بیست و هفتم اسفند 1384
بروووووووووووووووووووووووو..................
باور نكردي عشقشو وقتي قسم ميخورد برات
ميري برو ولي فقط اينو يادت باشه عزيز
اشك زلالتو جلو چشم غريبه ها نريز
هيچي نپرس فقط برو ولي فراموشم نكن
شمعمو آتيشم به پات برو و خاموشم نكن
رفتم چون او خواست اما صداي پاهام تا ابد توي گوشش خواهد ماند........
گفتم : خداحافظ ولي
رفتم كه باورت بشه
دارم محبت مي كنم
جمعه بیست و ششم اسفند 1384
دخترای ناز
خوش به حال اونایی
که امسال عید عروسک کادو می گیرن...من خیلی عروسک دوست دارم ولی همه بهم می گن: دختر !خجالت بکش تو دیگه بزرگ شدی باید به فکر انتخاب همسر باشی..........عروسک چیه؟؟؟؟![]()
جمعه بیست و ششم اسفند 1384
پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384
چه دوره زمونه ای شده........

چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384
مدرسه عشق
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن همواره اول صبح
به زبانی ساده
مهر تدریس کنند
و بگویند خدا
خالق زیبایی
و سراینده عشق
آفریننده ماست
مهربانیست که ما را به نکویی
دانایی
زیبایی
و به خود می خواند
جنتی دارد نزدیک، زیبا و بزرگ
دوزخی دارد- به گمانم –
کوچک و بعید
در پی سودا نیست
که ببخشد ما را
و بفهماندمان
ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست
در مجالی که برایم باقی است
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که خرد را با عشق
علم را با احساس
و ریاضی با شعر
دین را با عرفان
همه را با تشویق تدریس کنند
لای انگشت کسی
قلمی نگذارند
و نخوانند کسی را حیوان
و نگویند کسی را کودن
و معلم هر روز
روح را حاضر و غایب بکند
و به جز ایمانش
هیچکس چیزی را حفظ نباید بکند
مغز ها پر نشود چون انبار
قلب ها خالی نشود از احساس
درس هایی بدهند
که به جای مغز دلها را تسخیر کند
از کتاب تاریخ
جنگ را بردارند
در کلاس انشا
هر کسی حرف دلش را بزند
غیر ممکن را از خاطره ها محو کنند
تا کسی بعد از این
باز همواره نگوید : هرگز
و به آسانی همرنگ جماعت نشود
زنگ نقاشی تکرار شود
رنگ را در پاییز تعلیم دهند
قطره را در باران
موج را در ساحل
زندگی را در رفتن و برگشتن از قله کوه
و عبادت را در خدمت خلق
کار را در کندو
و طبیعت را در جنگل سبز
مشق شب این باشد
که شبی چندین بار
همه تکرار کنیم
عدل
آزادی
قانون
شادی
امتحانی بشود
که بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر
عاشق و آگه و آدم شده ایم
در مجالی که برایم باقی است
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن آخر وقت
به زبانی ساده
شعر تدریس کنند
و بگویند که تا فردا صبح
خالق عشق نگهدار شما
چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384
امشب
می شد از آرزو ترانه نوشت ....
و برای رسیدن مهتاب .....
از ستاره تا سپیده جاده کشید ....
کاش در چشمان خسته ی من ....
یک کوی عاشقانه می خندید .....
آه ؛ این جا ستاره ها سردند ....
هیچ کس در هوای عاطفه نیست ......
و کسی نیست تا بگوید باز ....
مَردم شهر قلبشان سنگی است ....
آه ؛ ای کاش شط دل بودم .....
می چکیدم درون آدم ها ....
و صدا میزدم :
" بیايید آی آدم ها ؛ عشق آورده ام برای شما
سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384
سال اولی ها...
سلام به نامزدهای خوب که امسال عید واسه هم دیگه عیدی می برن.....
سلام به دختروپسرای خوشگل که تازه باهم آشنا شدن ومنتظرن که ماه صفر تموم بشه تا خانواده هاشون رو در جریان بذارن(البته به احترامی که برای این ماه می ذارین مطمئنم که خ.شبخت میشین..........)

سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384
بهار
چه لطيف و شگفت و نكته آموز است دعاي آغازين سال و نخستين خواسته ها يم در آستانه بهار !
يا مقلب القلوب والابصار ، يا مدبر الليل والنهار ، يا محول الحول والاحوال
حول حالنا الي احسن الحال
دست به دامن آسمان می شوم و از او ميخواهم كه مرا به دست محبتي كه بر سر قلب و روحم مي كشد ، بنوازد . ميخواهم شيوه باغباني كشتزار لحظه هايم را از او بياموزم تا امسال را به داس بيهودگي نسپارم ودر هجوم ملخهاي غفلت و گياهان هرز هواپرستي ، باغ وجودم را آفت زده و پژمرده نبينم .
از بهار آفرين و كاروان سالار قافله ليل و نهار ميخواهم ، چنانم كند كه روز و شبهاي سال را به خورشيد ايمان و ستارگان عمل صالح روشن كنم .خداي من ! به من تواني بخش كه آوندهاي وجودم قطره قطره خلوص و جرعه جرعه صداقت باشد و شكفتن و بالندگي را تجربه كند .
ميدانم كه معبود من ، مرا روحي شفاف و زلال عطا خواهد كرد و مرا به سرزندگي و شور عاشقانه رهنمون خواهد شد .
سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384
دختر...........
من دختر تاريکيم؛که از ماه زاده شدودرسپيده دم يک صبح تاريک می ميرد
یکشنبه هفتم اسفند 1384
خیلی قشنگه نه؟!
ازحامد ممنونم که اینقد باذوقه.........
یکشنبه هفتم اسفند 1384
تو گفتی به قلب ساده ی من
توگفتي به قلب پاره پاره ی من 
توگفتي خیلی زیرکانه
توگفتي با لبخندی عاشقانه 
توگفتي یه هو، تو روی من 
توگفتي به قلب خسته من 
توگفتي ناگهان تو چشمام 
توگفتي با حرفای عاشقانت 
توگفتي واقعا مجنونانه 
توگفتي عاشق ترینم 
توگفتي مجنون ترینم 
توگفتي آهسته به گوشم 
دوست دارم ... دوست دارم ... واقعا دوست دارم
یکشنبه هفتم اسفند 1384
این کارو از حامد گرفتم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
یکشنبه هفتم اسفند 1384
یه مطلب جالب
سلام
برای شما هم نوشتم
جمعه پنجم اسفند 1384
خدایا!
پس در این دل شکسته به دنبال چی هستی که هر لحظه غمی را بر آن ارزانی می کنی
خدایا تو خودت میدونی دنیای من با تو معنی پیدا می کنه پس چرا همیشه منو در برزخ زندگی بدون راهنما قرار میدی ؟
خدایا تو خودت از سر درون خبر داری و می دونی این بنده نمی تواند شکرت را به جای آورد پس راحتش کن تا در این شرمندگی نمونه.
خدایا ای یگانه محبوب دل غمگینم !
چه روزهایی برای تو گریستم و تو چشم بر اشکهایم بستی .
چه شبهایی با تو سخن گفتم اما تو مرا بدون پاسخ رها کردی .
چگونه ای .......؟
من هنوز در حیرتم که بهانه های این دل شوریده برای پیوستن به تو چیست ؟
با همه بدیهایم سوی تو آمدم تا مرا باز مورد رحمت خود قرار بدی . خدایا تو را به غروب جمعه که یاد آور حجت توست مرا رها نکن .
من بی تو هیچم
جمعه پنجم اسفند 1384
خداحافظي «افشين» از خوانندگي: مي خواهم زندگي عادي داشته باشم






